پسملی اومد خونه
درست بعد 21 روز بعد زایمانم روز 7 مهر 92 پسر گلم مرخص شد بعد کلی سختی شادی دوباره اومد به خونه ی ما و همه شادو شنگول خونمون منتظر بودن تا من وبابایی با امیر حسین خان بیایم خونه تا ترنم کنار تنها برادرش که از بدو خلقتشون با هم بودن اروم بگیره من که از خوشی ذوق مرگ بودم نمی دونستم چی کار کنم
توی این مدت که پسرم نبودی همه چیز بهم ریخته بود بابا مهدی اعصابش عجیب خرد بود من کارم گریه بود همش از صبح کار ترنم بودم و هر بار که بهترنم شیر میدادم دلم می خواست تو هم کنارمون بود همش خودمومقصر می دونستم که کیسه اب پاره شده
میومدم بیمارستان ببینمت وقتی بر میگشتم خونه تو ماشین همش گریه می کردم اولین بار وقتی بغلت کردم که بهمگفتن شاید باید روده هاتو عمل کنیم من خیلی اون موقع حالم بد شد اونجا یه پرستار بود که یلی مهربون بود و گذاشت تو رو تو بغلم کلی اروم شد
بگذریم الن خدارو شکر کنارم خوبیدی خدارو شکر
اینم عکسای امیرحسین وقتی اومد خونه





پسملی اومد خونه 
