اولین سفر
وقتی امیر حسین بیمارستان بود نذر کردم اولین سفرش ببرمش مشهد عید که شد می خواستیم بریم همه بابلسر ولی من گفتم اولین بزارید من برم مشهد بعد بریم شمال بابا مهدی و بقیم موافقت کردن
بعدش منو شما ها با بابامهدی با مامانی و بابا مسعود رفتیم مشهد اینم عکساش
وقتی تو فرودگاه مهراباد بودیم
سوار هواپیما شدیم خیلی شماها اذیت شدید هم بار اولتون بود و هم من با بچه کوچیک تا حالا سوار هواپیما نشده بودم گوشاتون گرفت و تا مشهد گریه کردید هم موقع رفت و هم برگشت این مشکلو داشتید
اینم عکسش از گریه امیر حسین
اینم عکس خانوادگیمون تو لابی هتل

عکستون داخل اتاقمون


راستی نگفتم مشهد بودیم دایی علی رضا پسر خاله منم اونجا اومده بود کلی به ما کمک کرد تو نگه داری شما
یکی از شب شام رفتیم یه رستوران ایتالیایی که غذاش معرکه بود حیف که من در رژیم بعد زایمانم بودم
اینم عکس شما دو تا در حال پیتزا خوری





اولین سفر
