تیپ بهاریتون
منم عشق اینکه همش واستون لباس بخرم اینم تیپی که واسه بهارتون زدم عشقای مامان ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
13:44
هفت تا 8 ماگی با شیطنت فراوووووووووووون
دومین سفر
اولین سفر
وقتی امیر حسین بیمارستان بود نذر کردم اولین سفرش ببرمش مشهد عید که شد می خواستیم بریم همه بابلسر ولی من گفتم اولین بزارید من برم مشهد بعد بریم شمال بابا مهدی و بقیم موافقت کردن بعدش منو شما ها با بابامهدی با مامانی و بابا مسعود رفتیم مشهد اینم عکساش وقتی تو فرودگاه مهراباد بودیم سوار هواپیما شدیم خیلی شماها اذیت شدید هم بار اولتون بود و هم من با بچه کوچیک تا حالا سوار هواپیما نشده بودم گوشاتون گرفت و تا مشهد گریه کردید هم موقع رفت و هم برگشت این مشکلو داشتید اینم عکسش از گریه امیر حسین اینم عکس خانوادگیمون تو لابی هتل عکستون داخل اتاقمون راستی نگفتم مشهد بودیم دایی علی رضا پسر خاله منم او...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
20:53
نوروز 93
امسال اولین سالی بود که منو بابا مهدی سر سفره هفت سین تنها نبودیم و دو قلو ها کنارمون بودن ایشالا سالی پر از شادی داشته باشیم ناگفته نماند جفت شما وروجکا اونروز اروم موندین موقع سال تحویل خدارو شکر اینم عکس سفره هفت سینمون بریم ببینیم بقیه عکسارو اینم از عیدی هاتون ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
20:52
شش تا هفت ماهگیتون
اینم کارای خنده دارتون این عکس جزو اولین بازیهای دو نفرتون هست سعی ترنم در اولین غلت خوردناش بالاخره موفق شد امیر با توپ قلقلیش کجا داره غلت میزنه ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
20:19
امیرحسین دختر میشه
شام فشم
دو هفته مونده به نوروز 93 بابا عمو محمد و محبوبه جون شام رفتیم فشم بابا مهدی دیر از سر کار میومد ما با عمو رفتیم بابا هم از سر کار اومد خودش تنها فشم ترنم خیلی خانم بود ولی امیر خیلی گریه کرد امان از دست پسملیم اینم عکس تیپتون قبل رفتن ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
16:22
عکس اتلیه ای عید
با لباسای عیدتون بردمتون اتلیه تا با هفت سین اتلیه عکس بندازید اینم عکساش ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
16:16












