شام فشم
دو هفته مونده به نوروز 93 بابا عمو محمد و محبوبه جون شام رفتیم فشم بابا مهدی دیر از سر کار میومد ما با عمو رفتیم بابا هم از سر کار اومد خودش تنها فشم ترنم خیلی خانم بود ولی امیر خیلی گریه کرد امان از دست پسملیم اینم عکس تیپتون قبل رفتن ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
16:22
عکس اتلیه ای عید
با لباسای عیدتون بردمتون اتلیه تا با هفت سین اتلیه عکس بندازید اینم عکساش ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
16:16
پایان شش ماه و اولین غذا خوردن
اولین بار بهتون فرنی دادم مامانی سفارش داده بود براتون ارد برنج خونگی اوردن خودشم اومد خونه ما و بابا مهدی هم زود از سر کار اومد خونه بهتون برای اولین بار غذا دادم بگم بهتون که امیر خیلی شکمو هست ولی ترنم بد غذا امان از دست دخترم ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
15:46
شکل خوابیدناتونو
ببینید تو 5 ماهگی چزور می خوابیدی ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
15:43
نمیدونم دکتری بهم میاد یا مهندسی؟
عکس های پنج تا شش ماهگی
ببینیم عکساشونو عشق تلویزیونو ببین الان ترنم خوابه الن بیدار میشه اولین بازی های دو نفره عشق دوربین اوایل ترنم می خواست بشینه این شکلی بود ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
15:35
عکس های اتلیه ای در 4 ماه ودو هفتگی
ترنم عزیزم امیرحسین عشقم بقیه عکسا در ادامه مطلب خیلی جالبه برام تو این عکس ها همه میگن شبیه همید ولی من هیچ وقت شماهارو شبیه هم ندیدم شماها یکی از یکی دیگه خوشگل ترید ترنم : امیر حسین: ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
15:06
اولین روروئک سواری امیر حسین در 4 ماهگی
خیلی زود پسری رو تو روروئک نشوندم ولی بعد خانم دکتر گفت شش ماهشون تموم شد بزار بشینن و صد در صد مخالف روروئک بود این خانم دکتر مهربون اما من امیرو گذاشتم تو چهار ماهگی تو روروئک البته یک بار ولی ترنم شش ماهش تموم شد گذاشتم اینم عکسش ...
نویسنده :
مامان مریم وبابا مهدی
15:00












